أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
122
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و خالص و هيچ كس را در آن نصيبى نيست تمنّاى مرگ كنيد اگر راست ميگوئيد كه آن كس كه قاطع باشد بر بهشت تمنّا كند كه از سراى تكليف رحلت كند و به بهشت رسد ؛ دعوى دوستى كرديد دوست را جز در جوار دوست آرام نباشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 95 ] وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ( 95 ) آنگه حق تعالى خبر داد كه ايشان هرگز تمنّاى مرگ نكنند به آن عمل كه ايشان كردهاند . عبد الله عباس گفت كه : اگر تمنّا كردندى در حال آب دهن ايشان در گلوى ايشان گرفتى و همه بمردندى چنان كه بر روى زمين يك جهود نماندى . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 96 ] وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ( 96 ) آنگه باز نمود حق تعالى كه بيرون آنكه « 1 » تمنّاى مرگ نكنند هيچ كس را در جهان بر زندگانى حريصتر از ايشان نيابى و از مشركان ، يعنى يا بى تو ايشان را حريصتر از جملهء مردمان و هم حريصتر از مشركان بر زندگانى . باز نمود حق تعالى كه حرص ايشان بر زندگانى در مقاميست كه دوست ميدارد و تمنّا مىكند يكى از ايشان كه هزار سال بماند و اگر [ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ] استيناف كلام بود تمنّاى هزار سال زندگانى بمشركان حوالت بود و اگر او را هزار سال عمر دهند چه سود وى را كه آن عذاب خداى را از وى دور نتواند كرد . و خداى تعالى بينا و داناست بدانچه « 2 » ايشان ميكنند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 97 ] قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 97 ) سبب اين آن بود كه جماعتى جهودان بنزديك پيغمبر صلى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند
--> ( 1 ) - « بيرون آنكه » يعنى علاوه بر آنكه ؛ اين عبارت به اين معنى در كتب قدما بيشتر از حد شمار به كار رفته است و شايد در مورد ديگر از تعليقات تفسير ببرخى از آن كتب اشاره بكنيم ان شاء اللّه تعالى . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « بر آنكه » .